جوک خنده عکس خنده دار
وبلاگ فان و سرگرمی
پنجشنبه 22 آبان 1393 :: نویسنده : محمود راکرز



دل نوشته های زیبا


قرار نبوده تا نم باران زد

دستپاچه شویم و زود چتری از جنس پلاستیک روی سر بگیریم

که مبادا مثل کلوخ آب شویم


دل نوشته های زیبا


قرار نبوده این همه

در محاصره سیمان و آهن طبقه روی طبقه برویم بالا …


دل نوشته های زیبا


تا به حال بیل زده اید؟

باغچه هرس کرده اید؟

آلبالو و انار چیده اید؟

کلاً خسته از یک روز کار یَدی به رختخواب رفته اید؟

آخ که با هیچ خواب دیگری قابل مقایسه نیست …


دل نوشته های زیبا


این چشم ها برای نور مهتاب یا نور ستارگان کویر،

برای دیدن رنگ زرد گل آفتابگردان،

برای خیره شدن به جاریِ آب شاید

اما برای ساعت پشت ساعت، روز پشت روز،

شب پشت شب خیره ماندن به نور مهتابی مانیتورها آفریده نشده اند …


دل نوشته های زیبا


قرار نبوده خروس ها دیگر به هیچ کار نیایند

و ساعت های دیجیتال به جایشان صبح خوانی کنند …

آواز جیرجیرک های شب نشین حکمتی داشته حتماً،

که شاید لالایی طبیعت باشد برای به خواب رفتن ما

تا قرص خواب لازم نشویم

و این طور شب تا صبح پرپر زدن اپیدمی نشود …


دل نوشته های زیبا


من فکر می کنم قرار نبوده کار کردن، جز بر طرف کردن غم نان،

بشود همه دار و ندار زندگی مان، همه دغدغه زنده بودن مان …


دل نوشته های زیبا


قرار نبوده این طور از آسمان دور باشیم

و سی سال بگذرد از عمرمان

و یک شب هم زیر طاق ستاره ها نخوابیده باشیم …


دل نوشته های زیبا


قرار نبوده کرِم ضد آفتاب بسازیم

تا بر علیه خورشید عالم تاب و گرما و محبتش، زره بگیریم و جنگ کنیم …


دل نوشته های زیبا


قرار نبوده چهل سال از زندگی رد کنیم

اما کف پایمان یک بار هم بی واسطه کفش لاستیکی یا چرمی

یک مسافت صد متری را با زمین معاشرت نکرده باشد …


دل نوشته های زیبا


قرار نبوده من از اینجا و شما از آنجا،

صورتک زرد به نشانه  دوست داشتن برای هم بفرستیم …

چیز زیادی از زندگی نمی دانم،

اما همین قدر می دانم که این همه قرار نبوده ای که برخلافشان اتفاق افتاده ،

همگی مان را آشفته و سردرگم کرده !

آنقدر که فقط می دانیم خوب نیستیم

اما سر در نمی آوریم چرا …

دل نوشته

دل نوشته های زیبا




برچسب ها : دل نوشته،
لینک های مرتبط :

دوشنبه 5 آبان 1393 :: نویسنده : محمود راکرز


دل نوشته زیبا


قرار نبوده تا نم باران زد

دستپاچه شویم و زود چتری از جنس پلاستیک روی سر بگیریم

که مبادا مثل کلوخ آب شویم


دل نوشته زیبا


قرار نبوده این همه

در محاصره سیمان و آهن طبقه روی طبقه برویم بالا …


دل نوشته زیبا


تا به حال بیل زده اید؟

باغچه هرس کرده اید؟

آلبالو و انار چیده اید؟

کلاً خسته از یک روز کار یَدی به رختخواب رفته اید؟

آخ که با هیچ خواب دیگری قابل مقایسه نیست …


دل نوشته زیبا


این چشم ها برای نور مهتاب یا نور ستارگان کویر،

برای دیدن رنگ زرد گل آفتابگردان،

برای خیره شدن به جاریِ آب شاید

اما برای ساعت پشت ساعت، روز پشت روز،

شب پشت شب خیره ماندن به نور مهتابی مانیتورها آفریده نشده اند …


دل نوشته زیبا


قرار نبوده خروس ها دیگر به هیچ کار نیایند

و ساعت های دیجیتال به جایشان صبح خوانی کنند …

آواز جیرجیرک های شب نشین حکمتی داشته حتماً،

که شاید لالایی طبیعت باشد برای به خواب رفتن ما

تا قرص خواب لازم نشویم

و این طور شب تا صبح پرپر زدن اپیدمی نشود …


دل نوشته زیبا


من فکر می کنم قرار نبوده کار کردن، جز بر طرف کردن غم نان،

بشود همه دار و ندار زندگی مان، همه دغدغه زنده بودن مان …


دل نوشته زیبا


قرار نبوده این طور از آسمان دور باشیم

و سی سال بگذرد از عمرمان

و یک شب هم زیر طاق ستاره ها نخوابیده باشیم …


دل نوشته زیبا


قرار نبوده کرِم ضد آفتاب بسازیم

تا بر علیه خورشید عالم تاب و گرما و محبتش، زره بگیریم و جنگ کنیم …


دل نوشته زیبا


قرار نبوده چهل سال از زندگی رد کنیم

اما کف پایمان یک بار هم بی واسطه کفش لاستیکی یا چرمی

یک مسافت صد متری را با زمین معاشرت نکرده باشد …


دل نوشته زیبا


قرار نبوده من از اینجا و شما از آنجا،

صورتک زرد به نشانه  دوست داشتن برای هم بفرستیم …

چیز زیادی از زندگی نمی دانم،

اما همین قدر می دانم که این همه قرار نبوده ای که برخلافشان اتفاق افتاده ،

همگی مان را آشفته و سردرگم کرده !

آنقدر که فقط می دانیم خوب نیستیم

اما سر در نمی آوریم چرا …

دل نوشته

دل نوشته زیبا




برچسب ها : دل نوشته،
لینک های مرتبط :

دوشنبه 7 مهر 1393 :: نویسنده : محمود راکرز


دل نوشته زیبا


“لبخندم” بزرگ ترین دروغ دنیاست

وقتی که “تو نیستی”


دل نوشته زیبا

جدا که شدیم ، هر دو به یه احساس رسیدیم ، تو ب “فراغت” ، من به “فراقت”

یک حرف که مهم نیست !


دل نوشته زیبا

آرزویم این است که بهاری بشود روز و شبت

که ببارد به تمام رخ تو بارش شادی و شعف

و من از دور ببینم که پر از لبخند است :

چشم و دنیا و دلت !


دل نوشته زیبا

حمل سلاح سرد عمل مجرمانه شناخته شده

به خاطر خودت هم که شده آن نگاه ها را غلاف کن !


دل نوشته زیبا


نه سرما اثر کردنی ست نه باران خیس کردنی

اگر تو با من قدم بزنی !


دل نوشته زیبا

و من هنوز عاشقم ، آنقدر که می توانم

هر شب بدون آنکه خوابم بگیرد

از اول تا آخر بی وفایی هایت را بشمارم

و دست آخر

همه را فراموش کنم


دل نوشته زیبا

عمریست شبانه روز لبهایت را…

لب باز نکن، هنوز لبهایت را…

نه،سیر نمیشوم به چندین بوسه

بر روی لبم بدوز لبهایت را…


دل نوشته زیبا

دلم شادی می خواهد

وسعتش زیاد نیست ، به اندازه کف دستانت

دستانم را بگیر …


دل نوشته زیبا

بارها گفتم به تو :

چشمها

برای نگاه است

اما ..

تو ..

هرروز با آنها ..

حادثه می آفرینی . . .


دل نوشته زیبا

دنیایت را با دنیایم عوض میکنی ؟

فقط چند ساعت …

میخواهم بدانم آنکه تمام دنیای من است در دنیایش چه سهمی دارم

دل نوشته

دل نوشته زیبا




برچسب ها : دل نوشته،
لینک های مرتبط :



درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : محمود راکرز
مطالب اخیر
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic