تبلیغات
وبلاگ فان و سرگرمی - مطالب ابر اشعار حافظ
جوک خنده عکس خنده دار
وبلاگ فان و سرگرمی
پنجشنبه 22 آبان 1393 :: نویسنده : محمود راکرز


اشعار حافظ


ای فروغ ماه حسن از روی رخشان شما

آب روی خوبی از چاه زنخدان شما


اشعار حافظ


عزم دیدار تو دارد جان بر لب آمده

بازگردد یا برآید چیست فرمان شما


اشعار حافظ


کس به دور نرگست طرفی نبست از عافیت

به که نفروشند مستوری به مستان شما


اشعار حافظ


بخت خواب آلود ما بیدار خواهد شد مگر

زان که زد بر دیده آبی روی رخشان شما


اشعار حافظ


با صبا همراه بفرست از رخت گلدسته‌ای

بو که بویی بشنویم از خاک بستان شما


اشعار حافظ


عمرتان باد و مراد ای ساقیان بزم جم

گر چه جام ما نشد پرمی به دوران شما


اشعار حافظ


دل خرابی می‌کند دلدار را آگه کنید

زینهار ای دوستان جان من و جان شما


اشعار حافظ


کی دهد دست این غرض یا رب که همدستان شوند

خاطر مجموع ما زلف پریشان شما


اشعار حافظ


دور دار از خاک و خون دامن چو بر ما بگذری

کاندر این ره کشته بسیارند قربان شما


اشعار حافظ


ای صبا با ساکنان شهر یزد از ما بگو

کای سر حق ناشناسان گوی چوگان شما


اشعار حافظ


گر چه دوریم از بساط قرب همت دور نیست

بنده شاه شماییم و ثناخوان شما


اشعار حافظ


ای شهنشاه بلنداختر خدا را همتی

تا ببوسم همچو اختر خاک ایوان شما


اشعار حافظ


می‌کند حافظ دعایی بشنو آمینی بگو

روزی ما باد لعل شکرافشان شما

اشعار حافظ

اشعار حافظ




برچسب ها : اشعار حافظ،
لینک های مرتبط :

دوشنبه 5 آبان 1393 :: نویسنده : محمود راکرز


اشعار حافظ


خلوت گزیده را به تماشا چه حاجت است

چون کوی دوست هست به صحرا چه حاجت است


اشعار حافظ


جانا به حاجتی که تو را هست با خدا

کآخر دمی بپرس که ما را چه حاجت است


اشعار حافظ


ای پادشاه حسن خدا را بسوختیم

آخر سؤال کن که گدا را چه حاجت است


اشعار حافظ


ارباب حاجتیم و زبان سؤال نیست

در حضرت کریم تمنا چه حاجت است


اشعار حافظ


محتاج قصه نیست گرت قصد خون ماست

چون رخت از آن توست به یغما چه حاجت است


اشعار حافظ


جام جهان نماست ضمیر منیر دوست

اظهار احتیاج خود آن جا چه حاجت است


اشعار حافظ


آن شد که بار منت ملاح بردمی

گوهر چو دست داد به دریا چه حاجت است


اشعار حافظ


ای مدعی برو که مرا با تو کار نیست

احباب حاضرند به اعدا چه حاجت است


اشعار حافظ


ای عاشق گدا چو لب روح بخش یار

می‌داندت وظیفه تقاضا چه حاجت است


اشعار حافظ


حافظ تو ختم کن که هنر خود عیان شود

با مدعی نزاع و محاکا چه حاجت است

اشعار حافظ

اشعار حافظ




برچسب ها : اشعار حافظ،
لینک های مرتبط :

سه شنبه 8 مهر 1393 :: نویسنده : محمود راکرز


اشعار زیبای حافظ


آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است

یا رب این تأثیر دولت در کدامین کوکب است


اشعار زیبای حافظ


تا به گیسوی تو دست ناسزایان کم رسد

هر دلی از حلقه‌ای در ذکر یارب یارب است


اشعار زیبای حافظ


کشته چاه زنخدان توام کز هر طرف

صد هزارش گردن جان زیر طوق غبغب است


اشعار زیبای حافظ


شهسوار من که مه آیینه دار روی اوست

تاج خورشید بلندش خاک نعل مرکب است


اشعار زیبای حافظ


عکس خوی بر عارضش بین کآفتاب گرم رو

در هوای آن عرق تا هست هر روزش تب است


اشعار زیبای حافظ


من نخواهم کرد ترک لعل یار و جام می

زاهدان معذور داریدم که اینم مذهب است


اشعار زیبای حافظ


اندر آن ساعت که بر پشت صبا بندند زین

با سلیمان چون برانم من که مورم مرکب است


اشعار زیبای حافظ


آن که ناوک بر دل من زیر چشمی می‌زند

قوت جان حافظش در خنده زیر لب است


اشعار زیبای حافظ


آب حیوانش ز منقار بلاغت می‌چکد

زاغ کلک من به نام ایزد چه عالی مشرب است

اشعار حافظ

اشعار زیبای حافظ





برچسب ها : اشعار حافظ،
لینک های مرتبط :



درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : محمود راکرز
مطالب اخیر
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :